جمعه 22 خرداد 1405 - Fri 12 Jun 2026
  • دشمن دست از پا خطا کند سیلی محکمی می‌خورد

  • مجلس ترحیم آیت‌الله فیاض از طرف رهبر انقلاب در قم

  • چرا دارایی‌های ماسک در منطقه، هدف نظامی برای ایران است؟

  • الگوی ترامپ و روایت واقعیت از پس یک جنگ روانی

  • نجات ۳۹ مهاجر از یک تریلی آتش گرفته در تگزاس / فیلم

  • نفوذ حنظله به سامانه‌های پهپادی FBI

  • واکنش حزب الله به توافق احتمالی ایران و آمریکا

  • بومی‌سازی کلیشه‌های غربی؛ از دوگانه‌های ساده‌انگارانه تا تقلیل تاریخ + عکس

  • شروع سوخت‌گیری با کارت بانکی از ماه آینده

  • عارف: روند رشد قدرت ایران متوقف‌شدنی نیست

  • نصیحت جالب جولانی به سران بیروت

  • صدور حکم ۳۰ سال حبس برای یک رئیس جمهور

  • جزئیات جدید از پیش‌نویس تفاهم‌نامه ۱۴ ماده‌ای ایران و آمریکا

  • افزایش حقوق بازنشستگان در خرداد اعمال می‌شود؟

  • ساعت ترامپ روی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ خوابیده

  • اصفهان؛ شهر مردانی که تاریخ تشیع را روایت کردند + عکس

  • آتش‌زدن پرچم اسرائیل در افتتاحیه جام جهانی / فیلم

  • اروپای سرگردان در بحران مشروعیت؛ افول یک بازیگر غربی

  • تمامیت و امنیت ملی ایران موضوع معامله تبلیغاتی نیست

  • مکزیکی‌ها برنده دیدار افتتاحیه جام جهانی ۲۰۲۶

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 365086
    تاریخ انتشار: 21/بهمن/1402 - 10:23

    برندگان سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن در ادوار جشنواره فیلم فجر/چرا «مارال بنی‌آدم» برای بازی در پروین مستحق سیمرغ است؟/فقر هنری و کارنابلدی، آفت‌های مهلک سینمای ارزشی+عکس

    در این گزارش برندگان سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن جشنواره فیلم فجر در طول سال‌های مختلف برگزاری جشنواره فیلم فجر معرفی شدند.

     برندگان سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن در ادوار جشنواره فیلم فجر/چرا «مارال بنی‌آدم» برای بازی در پروین مستحق سیمرغ است؟/فقر هنری و کارنابلدی، آفت‌های مهلک سینمای ارزشی+عکس

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»

    «سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن» جایزه‌ای است که هر سال در ایران از طرف جشنواره‌ی فیلم فجر به هنرمندی اهدا می‌شود که از سوی هیئت داوران به‌عنوان بهترین بازیگر نقش دوم زن در آثار شرکت‌کننده انتخاب شده است. این جایزه در دوره‌های اول، دوم و پنجم برگزاری جشنواره به هیچ کدام از شرکت‌کنندگان تعلق نگرفت.

    مهتاب نصیرپور، نیکو خردمند، فاطمه معتمدآریا، شبنم مقدمی و سحر دولت‌شاهی بازیگرانی هستند که تاکنون دوبار برگزیده‌ی این جایزه شده‌اند. همچنین مریلا زارعی با چهار بار نامزدی رکورددار نامزدی این بخش است. بعد از ایشان، خانم‌ها نیکو خردمند، گلاب آدینه، گوهر خیراندیش، ماهایا پطروسیان، شبنم مقدمی، میترا حجار، فاطمه معتمدآریا، سحر دولتشاهی و بیتا فرهی هر کدام با سه بار نامزدی در جایگاه دوم قرار دارند.

    ثریا قاسمی

    گلاره عباسی

    سحر دولتشاهی

    سارا حاتمی

     

    دوره سال  برنده سیمرغ  فیلم

    اول

    1361

    -

    -

    دوم

    1362

    -

    -

    سوم

    1363

    جیران شریف

    مترسک

    چهارم

    1364

    مهری مهرنیا

    تنوره دیو

    پنجم

    1365

    -

    -

    ششم

    1366

    آنیک شفرازیان

    سرزمین آرزوها

    هفتم

    1367

    فاطمه معتمدآریا

    برهوت

    هشتم

    1368

    افسر اسدی

    عبور از غبار

    نهم

    1369

    نیکو خردمند

    پرده آخر

    دهم

    1370

    فاطمه معتمدآریا

    مسافران

    یازدهم

    1371

    یاسمین ملک نصر

    سارا

    دوازدهم

    1372

    نیکو خردمند

    بازیچه - زینت

    سیزدهم

    1373

    گلاب آدینه

    روسری آبی

    چهاردهم

    1374

    پریوش نظریه

    پدر

    پانزدهم

    1375

    جمیله شیخی

    لیلا

    شانزدهم

    1376

    بیتا بادران

    آژانس شیشه ای

    هفدهم

    1377

    احترام السادات حبیبیان

    مصائب شیرین

    هجدهم

    1378

    رویا نونهالی

    بوی کافور عطر یاس

    نوزدهم

    1389

    ماهایا پطروسیان

    هفت پرده

    بیستم

    1380

    بهناز جعفری

    خانه ای روی آب

    بیست و یکم

    1381

    -

    -

    بیست و دوم

    1382

    مریلا زارعی

    سرباز های جمعه

    بیست و سوم

    1383

    لیلا زارع

    ما همه خوبیم

    بیست و چهارم

    1384

    مهتاب نصیرپور

    به نام پدر

    بیست و پنجم

    1385

    پانته آ بهرام

    بچه های ابدی

    بیست و ششم

    1386

    مهتاب نصیرپور

    فرزند خاک

    بیست  و هفتم

    1387

    مهتاب کرامتی

    بیست

    بیست و هشتم

    1388

    شیرین یزدان بخش

    لطفا مزاحم نشوید

    بیست و نهم

    1389

    مهناز افشار

    سعادت آباد

    سی ام

    1390

    یکتا ناصر

    یکی می خواد باهات حرف بزنه

    سی و یکم

    1391

    پگاه آهنگرانی

    دربند

    سی و دوم

    1392

    شبنم مقدمی

    امروز

    سی وسوم

    1393

    سحر دولتشاهی

    عصر یخبندان

    سی و چهارم

    1394

    شبنم مقدمی

    زاپاس+نفس

    سی و پنجم

    1395

    ثریا قاسمی

    ویلایی ها

    سی و ششم

    1396

    سحر دولتشاهی

    عرق سرد - چهارراه استانبول

    سی و هفتم

    1397

    فرشته صدرعرفایی

    شبی که ماه کامل شد

    سی و هشتم

    1398

    طناز طباطبایی

    شنای پروانه

    سی و نهم

    1399

    گلاره عباسی

    ابلق

    چهل ام

    1400

    صدف اسپهبدی

    علفزار

    چهل و یکم

    1401

    سارا حاتمی

    کت چرمی

     

    پروانه شدن محمدرضا ورزی با «پروین»

    برای تماشای فیلم «پروین» باید هر گونه پیش‌فرض درباره کارگردان و سابقه‌اش در سریال سازی در سیما را به فراموش سپرد و گذشته تلویزیونی او را نادیده گرفت.

    ورزی با ساخت فیلم پروین حیات سینمایی تازه‌ای را تجربه کرده و کاملا مشخص است پس از سال‌ها ماندن در شفیره تلویزیون با ساخت فیلم سینمایی «پروین» تبدیل به پروانه شده است.

    ورزی با ساختن چنین اثر متفاوتی نه تنها به فیلمساز موثری تبدیل شده، بلکه وارد دوران تازه‌ای را تجربه می‌کند و با ساخت نمونه‌هایی شبیه پروین به یک پروانه سینمایی تبدیل خواهد شد.

    یکی از ویژگی‌های کارگردان در آثار گذشته‌اش اصرار به بازی‌های تئاتری و اغراق آمیز است. این نگرش در کارگردانی به سازنده در گذشته لطمات فراوانی زد. اما با بررسی دقیق تازه‌ترین فعالیت سینمایی‌اش، می‌توان اذعان داشت که جنبه‌ای از بلوغ کارگردان در نقطه عطف فیلم، یعنی بازی بازیگرانش تجلی پیدا می‌کند.

     

    پروانه شدن محمدرضا ورزی با «پروین»/ چرا «مارال بنی‌آدم» برای بازی در پروین مستحق سیمرغ است؟

     

    از شخصیت اول فیلم، شاعره گرانقدر، پروین اعتصامی، یک شمایل نگاری دقیق تاریخی صورت پذیرفته و این پرتره چنان موقر است که می‌توان بدون اغراق اذعان داشت اعتصامی واقعی از اعماق تاریخ بیرون آمده و در فیلمی خودنمایی کرده است.

    در تحلیل دقیق از این اثر، باید خودنمایی پروین را در عدم خودنمایی بازیگر این نقش جستجو کرد.

    «مارال بنی‌آدم» از حیث رفتارشناسایی اجتماعی متنی و فرامتنی، شخصیتی به مثابه پروین اعتصامی را داراست و در نقش‌های آفرینی‌هایش میزان قابل اعتنایی از وقار را به نمایش می ‌گذارد. سکاندار فیلم توانسته از این ویژگی، به عنوان ابزار نمایشی و بعدآفرینی شخصیت محوری استفاده کند.

    کارگردان با یک انتخاب هوشمندانه، ابعاد و موقعیت اجتماعی بازیگر را از حیث متانت، صبوری و موقر بودن با خصیصه‌های پروین فیلمش تلفیق می‌کند و بنی‌آدم با مهارتی مثال زدنی این نقش را اجرا می‌کند.

    در سینمای ایران به صورت معمول چنین نقش‌آفرینی خردمندانه و صبوری از سوی یک بازیگر زن متهم به عدم کنش دراماتیک می‌شود.

    این شیوه قضاوت کاملا اشتباه و خارج از ساختار زیباشنایی بازیگران است. بنی‌آدم نمادی از یک بازی زیرپوستی بسیار دقیق تکنیکی را به نمایش می‌گذارد و در بزنگاه‌های فیلم سعی می‌کند، همچنان وفادار به شاخصه‌های رفتاری اعتصامی {بر اساس منابع تاریخی} باشد.

     

    پروانه شدن محمدرضا ورزی با «پروین»/ چرا «مارال بنی‌آدم» برای بازی در پروین مستحق سیمرغ است؟

     

    برای یک بازی کنترل شده و کاملا متمرکز بر شخصیت پرتره، تنها دستخوشی که می‌توان برای بازیگرش درنظر گرفت سیمرغ بازیگر نقش اول زن جشنواره فیلم فجر است.

    اگر فیلم بدون تیتراژ به نمایش درمی‌آمد کمتر تماشاگری می‌توانست حدس بزند که بازیگر نقش پروین مارال بنی‌آدم است. مشابه چنین اجرای دقیقی را مریل استریپ در فیلم «درآفریقا» (سیدنی پولاک) به نمایش گذاشت که در زمان خودش، آنچنان با تحسین مواجه نشد، اما یکی از نقش‌آفرینی‌ها ماندگار استریپ است.

    در این فیلم سینمایی خبری از غش کردن و جهت دار کردن روایت برای خوشایند گونه‌های سیاسی نیست. مولفان در یک کنج تاریخی نه چندان دقیق جا خوش نمی‌کنند و موقعیت شخصیت را از ابعاد مختلفی به دستاویزهای نمایشی تبدیل می‌کنند و ماحصل تلاش آنان بر یک ارائه دراماتیک با تصاویر خیره و مسخ کننده متمرکز می‌ماند.

    در اغلب فیلم های پرتره و سینمای بیوگرافیک، پدیدآورندگان عموما به مولفه‌های دقیق شخصیتی توجهی ندارند و روایت مورد علاقه فردی سازنده اثر به جنبه‌های نمایشی اثر پر و بال می‌دهد. «پروین» یکی از پرتره‌های خاصی است که مولف به احوالات شخصیت محوری وفادار می‌ماند.

     

    پروانه شدن محمدرضا ورزی با «پروین»/ چرا «مارال بنی‌آدم» برای بازی در پروین مستحق سیمرغ است؟

     

    یکی از نکات مهم دیگری فیلم این است که پروین اعتصامی شاعره‌ای درونگرا بود که فیلمساز به این جنبه از کاراکتر او توجه قابل اعتنایی دارد و حتی هارمونی اثر خود را با فیلم پروین، آرام و موقر، شکل می‌دهد.

    نکته قابل توجه در روند روایی فیلم این است که پروین به نماد و سمبلی از زن ایرانی تبدیل می‌شود که بدون هیاهو موقعیت خود را در جامعه مردسالار گسترش می‌دهد و حرکت پیشروی او صرفا از دریچه ویژگی شاعرانه‌اش محقق می‌شود.

    پروین محمدرضا ورزی یک اثر استاندارد و هنرمندانه است که مخاطب اشعار پروین را سر ذوق می‌آورد و از سوی دیگر مخاطب ناآشنا با این چهره را مشتاق اشعار پروین می‌کند.

     

     

    سقوط سینمای ارزشی در «پرواز 175»

    بی‌پرده و بی‌مماشات، باید سر اصل مطلب رفت و گفت که «چیزی» به اسم «پرواز 175» که در کمال حیرت به بخش مسابقه‌ی فجر 42 راه یافته، مطلقا بی‌ارزش است و از لحاط فنی و محتوایی با «مقوا» هیچ تفاوتی ندارد! از همین رو، این فیلم مطلقا ارزش یک یادداشت کوتاه را هم ندارد، امّا...

    سقوط سینمای ارزشی در «پرواز 175»/ فقر هنری و کارنابلدی، آفت‌های مهلک سینمای ارزشی+عکس

    امّا رسالت منتقد این است که نسبت به باب شدن روندی به شدت ناصواب و ویرانگر در سینمای ایران، یعنی ساخت فیلم‌های به شدت بی‌کیفیت، نازل و خالی از حداقل‌ استانداردهای هنرهای تصویری تحت لوای «ارزشی‌سازی»، هشدار بدهد و حتی فریاد بزند. این روند، چوب حراج زدن بر هر ارزش و امر مقدسی است که چنین محصولاتی پشت آن سنگر می گیرند. این روند، ملکوک و ملوث کردن دفاع مقدس، انقلاب، حب وطن، ایثار حسینی شهدا و صبر زینبی مادران و پدران آن بزرگواران است.

    واقعا روشن نیست که در تعدد و تکثر این همه نهاد و شوراهای سیاستگذار و هدایت‌گر فرهنگی و هنری در کشور، چگونه پروژه‌های فاقد کم‌ترین معیارهای یک اثر تصویری برای ساخت مورد تصویب یک موسسه فرهنگی قرار می گیرد، پروانه ساخت و پروانه نمایش دریافت می کند و حتی در بخش مسابقه‌ی مهم‌ترین رویداد فرهنگی کشور حاضر می شود.

    سقوط سینمای ارزشی در «پرواز 175»/ فقر هنری و کارنابلدی، آفت‌های مهلک سینمای ارزشی+عکس

    باید خطاب به مسوولان و متولیان محترم با صدای رسا اعلام کرد که «ابتذال» صرفا به معنی کمدی با شوخی‌های اروتیک نیست. ابتذال صرفا به معنی فیلم‌های بشکن و بالابنداز و جدیدا ساز و ضربی دفاتر تولید خصوصی نیست. بلکه شاید، شان و کرامت یکی از همان کمدی‌های «سخیف» و «اروتیک» از فیلم‌هایی که به بهانه و دستاویز مصور کردن «ارزش‌ها»، به واقع به «سوراخ‌کردن» ارزش‌ها مشغول هستند، بالاتر باشد.

    دست‌کم کمدی‌ساز سخیف به خود جسارت نمی دهد که به حریم «ارزش‌ها» ورود کند و تکلیفش با خودش و مخاطب روشن است. شعارهای آن‌چنانی نمی دهد و پشت امور مقدس سنگر نمی گیرد. اما به اسم فیلم ارزشی و دفاع مقدسی، «چیزی» سر هم کردن که دقیقه به دقیقه‌ی آن وهن و استخفاف ارزش‌هاست، ابتذالی صد درجه بدتر و مهلک‌تر است.

    سقوط سینمای ارزشی در «پرواز 175»/ فقر هنری و کارنابلدی، آفت‌های مهلک سینمای ارزشی+عکس

    فیلم «پرواز 175»، به بهانه‌ی پرداختن به شهدای غواص عملیات کربلای 4 و استواری و صبوری خانواده‌های ایشان، ناخواسته تبدیل به یک کمدی شده است! صد رحمت به فیلم‌های موسوم به «حاجی سیدتو کشتن!» اوایل دهه هفتاد! بازیگران فیلم به جای لهجه‌ی جنوبی، به سبک ترانه‌های «بندری» لس انجلس حرف می زنند! سطح بازی‌های فیلم در حد نمایش‌های دهه فجر مدارس در دهه‌های 60 و 70 است و «مجید پتکی» از لحاظ ناهماهنگی و عدم تجانس با نقش و بازی به شدت تصنعی و آماتوری، اصلا در کهکشان دیگری است.

    دیالوگ‌ها به شدت کودکانه و نازل و نامربوط است. حتی اوضاع فیلمنامه از نظر محتوایی آن قدر خراب است که بازیگران توانمند سینمای ایران، یعنی استاد جمشید هاشم‌پور و جعفر دهقان عزیز هم حالتی کاریکاتورگونه به خود گرفته‌اند. نابازیگر نقش «بهنام» که اصولا به درد بازیگری نمی خورد، بدون هیچ محمل و پرداخت قبلی، پلاکی با تصویر شهید بزرگوار محمد جهان‌آرا به گردن انداخته و آن صحنه‌ی احترام نظامی او به پوستر شهید جهان‌آراء، با عینک ری بن و پیراهن تیم ملی برزیل، به شدت فیک و مصنوعی از کار درآمده است.

    ظاهرا جناب کارگردان تلاش کرده هر چه مشهورات درباره مردم عزیز آبادان در افواه عامه هست، به صورت فشرده و MP3 به کار بگیرد، اما نتیجه به جای تاثیرگذاری، خنده‌دار شده است. این که یک نوجوان نهایت 13، 14 ساله آن هم در این روزگار، این اندازه عشق شهید جهان‌آرا (که در سال 60 شهید شد و خرمشهری بود) باشد، نیاز به محمل و مقدمات دارد، و این حجم از بی‌ظرافتی و زمختی در شهید کردن ایده‌های مختلف، نوبر است.

    سقوط سینمای ارزشی در «پرواز 175»/ فقر هنری و کارنابلدی، آفت‌های مهلک سینمای ارزشی+عکس

    این که استاد جمشید هاشم‌پور را، که تنها 3 یا 4 سال از بانو ثریا قاسمی جوان‌تر است، به جای هم‌رزم پسر او جا بزنیم، بعد در آن قاب عکس، با گریم تابلوی استاد هاشم‌پور، بخواهیم آنان را هم سن و سال جلوه دهیم، طبیعتا به جای تاثیرگذاری عاطفی، وجه طنزآمیز پیدا می کند.

    سقوط سینمای ارزشی در «پرواز 175»/ فقر هنری و کارنابلدی، آفت‌های مهلک سینمای ارزشی+عکس

    نکته‌ی دیگر این که، حتما می بایست انگشتر مورد نظر این قدر بزرگ و اصطلاحا «کله شتری» انتخاب می شد؟ چرا باید آن ماهی نه چندان بزرگ، بتواند چنین انگشتر بزرگ و سنگینی را ببلعد؟ این با کدام منطق جور در می آید؟ باز اگر نهنگی و کوسه‌ای آن را بلعیده بود، یک چیزی، اما انگشتری با آن وزن و اندازه در شکم ماهی کپور چه می کند؟

    آن سکانس مثلا بحث و جدل در حجره داروفروشی ناصرخسرو و تحول ناگهانی آن جوانک مو رنگ‌کرده، حتی در بین فیلم‌های «دورهمی» و «بزن در رو» (که متاسفانه کم هم نیستند) این روزهای سینمای ایران هم یک «شاهکار» محسوب می شود، شاهکاری از بی‌سلیقگی، ساده‌انگاری و «بساز و بفروشی سینمایی»! از این سردستی‌ترین و بی‌ربط‌تر نمی شد برای پاس دادن انگشتر به جوانک داروفروش، محمل تراشید.

    احتمالا در ذهن کاگردان، خوش‌نمک‌بازی‌ها و «طنازی» های آن جوان پارکابی ظاهرا قرار بوده، وجه «فیلمفارسی» طور فیلم را تامین کند، غافل از این که کلیت فیلم یک «فیلمفارسی» ناب و دوآتشه است.

    سقوط سینمای ارزشی در «پرواز 175»/ فقر هنری و کارنابلدی، آفت‌های مهلک سینمای ارزشی+عکس

    نگارنده احتمال می دهد که جناب محمدحسین حقیقت، کارگردان 26 ساله‌ی فیلم، به صورت فشرده همه فیلم‌های سبک «حاجی سیدتو کشتن» سینمای ایران را مرور کرد و از هر کدام، بدهضم‌ترین و گل‌درشت‌ترین کلیشه‌ی ممکن را برداشته و کولاژ-کلیشه‌ی خود را «سرهم‌بندی» کرده است. پیرمرد عارف‌مسلک‌طور فیلم که با 90 سال سن، از منطقه و عملیات و همرزمان خاطره می گوید و مادر شهیدی که طبق معمول، در خانه‌ی قدیمی حیاط-حوضچه‌دار، با بهارخواب و پنج‌دری زندگی می کند و به طرز عجیبی، هیچ قوم و خویشی ندارد که در سفر به مناطق عملیاتی جنوب همراه او باشد. مادر شهیدی کلیشه‌ای، بدون کوچک‌ترین پرداخت و لعاب شخصیتی تازه، با همان جنس آشنای بازیگری بانو ثریا قاسمی (در برخی صحنه‌ها به نظر می رسد که کارگردان عنان کار را به طور کامل به بداهه‌پردازی سرکار خانم قاسمی سپرده است.

    سقوط سینمای ارزشی در «پرواز 175»/ فقر هنری و کارنابلدی، آفت‌های مهلک سینمای ارزشی+عکس

    در نهایت اما، انداختن دوباره‌ی انگشتر به کف رودخانه توسط مادر شهید (یا جاوید الاثر) چه معنایی دارد؟ اصولا از رسیدن انگشتری که از شکم یک ماهی کوچک بیرون آمده، به دست مادر شهید، چه پیامی قرار بوده که انتقال پیدا کند؟ آیا این سند قطعی برای شهادت است؟ مگر تا قبل از این، با گذشت 37 سال از عملیات کربلای 4 و تعیین تکلیف همه‌ی اسرای جنگ، مادر بزرگوار یک رزمنده‌ی مفقودالاثر می تواند گمان دیگری جز شهادت برای پسرش ببرد؟ پس اصولا کارکرد و معنای این «انگشتربازی» چه بوده است؟ باز انداختن آن انگشتر به رودخانه، واجد چه معنایی است؟ اگر رسیدن انگشتر به دست مادر شهید، طبق منطق فیلم، طبق یک ساز و کار آسمانی بوده، پس دادن آن به رودخانه توسط مادر، به معنی پس زدن هدیه نیست؟ چرا او باید یادگاری عزیز پسرش را از خود دور کند؟ اصلا فایده و معنای همه رخدادهای فیلم چه بود؟ هیچ؟

    سقوط سینمای ارزشی در «پرواز 175»/ فقر هنری و کارنابلدی، آفت‌های مهلک سینمای ارزشی+عکس

    کاش به جای این که به دنبال تبلیغ ارزش‌های به هر شیوه و با هر سطح از استاندارد باشیم، به دنبال چگونگی مطرح کردن و شیوه‌های «احسن» تبلیغ باشیم. باور کنیم که «چگونه گفتن»، به ویژه در رسانه‌ای چون سینما، به همان اندازه‌ی «چه گفتن» اهمیت دارد. تردیدی نیست که در جهان عرب، فیلم‌ها و سریال‌های زیادی با موضوع مقاومت فلسطین و جنایات صهیونیست‌ها و تاریخ این نزاع ساخته شده است. لیکن شاید سرجمع این آثار در بیان حقانیت و مظلومیت مردم فلسطین، به اندازه‌ی یک سکانس آیت‌الکرسی خواندن شخصیت «صفیه» (سلمی المصری) در شاهکار جاودانه‌ی مرحوم سیف‌الله داد، یعنی فیلم «بازمانده» کوبنده و تاثیرگذار در نیامده باشد. گرچه شاید بیش از حد کلیشه‌ای به نظر برسد، اما گریزی از بازتکرار جمله‌ی معروف مارشال مک‌لوهان نیست: «رسانه، خود پیام است.»

    کاش این را دریابیم که تبلیغ بهترین و عزیرترین و مقدس‌ترین امور، اگر به شیوه‌ی درست و با متر و معیار مناسب نباشد، خیلی زود به «ضدتبلیغ» و «نقض غرض» تبدیل می شود. کاش «کیفیت» را اگر نه به همان اندازه‌ی «کمیت»، که دست‌کم به اندازه‌ی ده درصد آن، جدی می گرفتیم.

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما